خطا کردم ولی انگار ندیدی تو
محمدحسین پویانفرپسندیدن13
بازدید1.1K
خطا کردم ولی انگار ندیدی تو صاحب خانه مهمان آمده، ردش نکن حاجتش را سائلت تنها از این در خواسته گرچه بد کردم، نوازش کن مرا، تنبیه نه عبد خاطی جز محبت، چیز دیگر خواسته کار من تا بیخ پیدا کرد، اشک من چکید این که وا کرده گرهها، دیدهی تر خواسته داشتم رسوای عالم میشدم، زهرا رسید سر بلندی مرا همواره مادر خواسته ذوق افطاری ما خرمای نخل مرتضی است از همان جنس رطبهایی که قنبر خواسته وقت دفن بچه شیعه، میرسد بابای او ما نمیگوییم این را، شخص حیدر خواسته چند سالی قسمت ما کربلا رفتن نشد محضر ارباب آغوش نوکر خواسته