خستگی از بدنت میریزه
علی نجفیپسندیدن7
بازدید3.4K
خستگی از بدنت می ریزه ... داره نیزه به تنت می ریزه ... مگه چی گفتی عدو سنگت زد ... داره خون از دهنت می ریزه ... گرد و خاک از سپرت می ریزه ... العطش از جگرت می ریزه ... مگه گودال چه قدر جا داره ... یه سپاه دور و برت می ریزه ... یه سپاه دور سرت می ریزه ... سید الغریب ... سید المظلوم ... سید العطشان ... سید الغریب ، غریب ، غریب ... ***** باشه من میرم دلت می گیره ... داره کار قاتلت می گیره ... این همونیه که گفتی زینب ... جونمو مقابلت می گیره ... پشت و پناه من ... هلال ماه من ... بریده شد سرت ، سرت ، سرت ... دوازده ضربه زد پیش نگاه من ... بریده شد سرت ، سرت ، سرت ... سید المظلوم ... سید العطشان ... سید الغریب ، غریب ، غریب ...