خستهام مثه نوکری که صاحبش جوابش کرده
سید محمدرضا نوشهورپسندیدن25
بازدید1K
خستهام مثل نوکری که صاحبش جوابش کرده خستهام مثل آدمی که زندگی خرابش کرده خستهام مثل مجرمی که دنیا آبروشو برده خستهام مثل بیگناهی که حقشو ظالم خورده خستهام خسته ام خستهام خستگیهامو کجا بیارم الا حرمت ای به فدای کرمت خستگیم در میره با سجده به خاک قدمت ای به فدای کرمت بذار با خستگیم بیام آقا من از خدا تورو میخوام آقا انقدر دور دور دورم که به تو نمیرسه صدام آقا (ای صاحب دل شکسته ابی عبدالله) خستهام مثل نوجوونی که درد یتیمی داره خستهام مثل پیرمردی که زخم قدیمی داره خستهام مثل بیماری که دکترش جوابش کرده خستهام مثل جانبازی که شیمیایی آبش کرده خستهام خسته ام خسته ام خستگیهامو تو راه اربعینت میبری کی آخه ما رو میخری؟ در میره خستگی زائر تو با نظری کی آخه ما رو میخری؟ چه خوبه خستگی تو راهت آقا گرمی راه کربلات آقا همیشه حسرت ملائک هست تاول پای زائرات آقا (ای صاحب دل شکسته ابی عبدالله) ****** به تو میرسه که بشم فدات که بهت بگم: بمیرم برات میرسه به من بغلم کنی یه دفعه مثل اون غلامسیات بهخدا که دروغ نمیگم این حرفو همیشه من جایی دلم جز حَرمت آروم نمیشه بهخدا که دروغ نمیگم این حال خرابو از گردن من وا نکن آقا این طنابو آخ چه حالیه کربلا، حتّی با سالی یه کربلا روی سینهی نوکرت عجب مدالیه کربلا غبطه میخورم عمریه من به اهالیِ کربلا (کربلا، کربلا)