نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

کنار بسترت، مینالم ای یار مردم از نالههات، وقتی که گفتی خدانگهدار میمیرم از این درد و غم تو زندگی، یه بار ازم من رو خجالت دادی و چیزی ازم نخواستی نشو رفیق نیمه راه جون علی تو جون بخواه جونمو هدیه کردم و رومو زمین گذاشتی باغبون با رفتنت میسوزه این باغ من یل خیبرم ولی نمیشم، حریف این داغ از روزی که کنج حیاط تابوتتو ساختم برات کنار اون گهوارهای که مال محسنت بود (زینب ازم ناراحته دل خودم، قیامته)۲ ای مهربان ای باوفا چه وقت رفتنت بود فاطمه جان فاطمه جان
هنوز نظری ثبت نشده