خداشاهده به هردری زدم نیای
حسین محمدی فامپسندیدن21
بازدید12.1K
(خداشاهده به هردری زدم نیای تا یه جور بهت خبر بدم نیای) ۲ یا اگر تقدیره که کوفه بیای دیگه با رقیه دست کم نیای (واسه مسلمت حلالیت بگیر خیلی شرمنده خواهرت شدم) ۲ نمیشه چطور ببخشم خودم رو باعث گریهی مادرت شدم نخلای علی اسیر عطشن قطره آبی به شکوفه نرسه با دلی شکسته از خدا میخوام پای بچههات به کوفه نرسه کاری با زخم لبم نداشته باش باز میخوام فقط تو رو صدا کنم غصهم اینه سر دروازه میای نتونم توی چشات نگاه کنم خلقشون مثل قدیمه، به سلام یه جواب واسه ثواب همنمیدن دینشونگمونکنم عوض شده دیگه به قربونی آبم نمیدن نمیرم تو بازار آهنگرا چون سر و صداش کلافم میکنه شمرو دیدم که داره بیحوصله بند چکمههاشو محکم میکنه سرشون شلوغه خنجر فروشا رونقی گرفته کار و کسبشون شنیدم ده تا حرومزاده دارن نعل تازه میزنن به اسبشون ----- زمزمه ----- کوفیا شیپورو برا جنگ زدن به مسلمت بدجوری نیرنگزدن بزرگ قافله همینقدر بگم تو کوچه بچهها بهمسنگ زدن کوفه منو تو رو، بیچاره میکنه اومدن تو زینبو آواره میکنه رومو زمین نزن، به جون مادرت نیا به کوفه که هنوز جوونه اکبرت میشی معذب برگرد آقا توی دل شب برگرد آقا به جون زینب برگرد آقا حسین زهرا برگرد آقا ----- میخوان دل منو پر از غم کنن سرم رو پیش خواهرت خم کنن این مردمی که من دیدم حاضرن برای درهم تو رو دَرهم کنن حال منو ببین، خونه خراب شدم ببین چه جور شرمندهی بی بی رباب شدم (الهی زلف تو، به دست باد نره) ۲ خواهر تو به مجلس ابن زیاد نره (خواب لباتو هی میبینم سرت رو روی نی میبینم زینب و بزم می میبینم) ۲ حسین زهرا برگرد آقا