نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

خبر رسیده که رکن پیمبر افتاده است ترک نشسته به محراب منبر افتاده است اگر غلط نکنم مرد خیبر افتاده است طبیب حاذق عالم به بستر افتاده است به سائلان برسانید بی کریم شدند خرابهها همه محروم از این نسیم شدند یتیمهای عرب باز هم یتیم شدند که مهربان پدر کوفه دیگر افتاده است قسم به کیسهی نانش همیشه مجنونم جواب خوبی این مرد تیغ مسموم است سر نماز هم از حق خویش محروم است به جرم عدل ترازوی عدل افتاده است خبر رسیده که بر فرق حیدر کرار رسیده تیغ کجی در ادامهی مسمار مدینه در افق کوفه میشود تکرار دوباره پشت در خانه مادر افتاده است خبر رسیده به سر قصهی امیر آمد اجل به دیدنش آمد اگرچه دیر آمد برای زخم سرش کاسه کاسه شیر آمد از این حدید دلم یاد اصغر افتاده است ابوتراب به بی شیری رباب گریست به حال کودک او چشم آفتاب گریست عمو نیامد و امید رفت و آب گریست حسین مانده و کارش به لشکر افتاده است از این طرف پدری رو به لشکر اندازد از آن طرف به جوابش سه شعبه میتازد برای اینکه پدر را زند پسر را زد و حال اگر بکشد پیر را سر افتاده است
هنوز نظری ثبت نشده