خانهات آتش گرفت اما تنت عریان نشد
امین قدیمپسندیدن22
بازدید1.5K
خانهات آتش گرفت اما تنت عریان نشد موقع جان دادن تو هیچ کس خندان نشد ( ناگهان وحشت سر و پایم گرفت یک نفر از پشت موهایم گرفت) یک نفر از بچّههایت خار و سرگردان نشد بر درختی هم سرت آویزهی ... بعد تو اهل و عیالت سایبانی داشتند لااقل در خانه قدری آب و نانی داشتند موقع تشیع جسم تو امانی داشتند مثل زینب لحظهای دل ناگرانی داشتند دست بسته مجلس اغیار رفتند نه بین نامحرم سر بازار رفتند نه