خاك روی لب تو رو با مژه هام جارو زدم
سیدمهدی میردامادپسندیدن9
بازدید700+
خاك روی لب تو رو با مژه هام جارو زدم یه قطره آب پیدا نشد هر چی به دشمن رو زدم ربابه این كه تو خیمه دل نگرون و گریونه میدونی تا آخر عمر به انتظارت میمونه تو خیمه بی قراره رباب كه طاقت نمیاره رباب بمیرم پر خونه لبت امون از دل زار رباب وااای علی علی لای لای غنچه ی من با گریه هات آتیش به این صحرا نزن بیا و روی دست من این قده دست و پا نزن حالا كه تو بغل من با تیر دشمن سیرابی چه آروم چشاتو بستی انگاری داری میخوابی بخواب ای گل پرپر من بخواب ای علی اصغر من بخواب كه آخرش نبینی از این غم چی میاد سر من وااای علی علی لای لای با لب خشكت اینقدر خون به دل بابا نكن با چشای بی رمقت حرمله رو نگاه نكن عجیبه چطوری این تیر با گلوی تو درگیره چه سخته آخه برا تو تیر سه شعبه شمشیره علی جان گل یاس منی به قبلم آتیش میزنی گلوتو با تیر زدن و رو دستم داری جون میكنی وااای علی علی لای لای