خاطره شیرین من از محرم اینه
محمدحسین حدادیانپسندیدن15
بازدید4.2K
(خاطرهی شیرین من از محرم اینه)3 از همون قدیم مسیرم به حسین و حسن افتاد توی تعزیه، محرم نقش قاسم به من افتاد حالا من بزرگ شدم این عاشقی داره ادامه هنوزم تکیهی تو محله مثل کربلامه دلخوشیم حسین حسینه رو لبای بچههامه به یاد قاسم و غم اهل حرم میخونم تو کوچهی سینهزنی با پسرم میخونم (پشت سر قاسم همه گفتند هوالحق)2 (ای وای به ازرق)2 (چون شیر جمل میشود او فاتح مطلق)2 (ای وای به ازرق)2 حسن، حسین (مکتبت انسانسازه راه شهادت بازه) 2 از حسین فهمیدههامون میشه فهمید که خیال نیست شیعه زندهس به شهادت عاشقی به سن و سال نیست اعتقادمون قشنگتر میشه، وقتی علنی شه عمرمون الهی وقف نوحه و سینهزنی شه نسل ما ایرانیا نسل حسین و حسنی شه (برا کریم اهلبیت با فاطمه میخونیم)2 تو حرم امام حسن یه روز همه میخونیم (پشت سر قاسم همه گفتند هوالحق)2 (ای وای به ازرق)2 چون شیر جمل او میشود فاتح مطلق (ای وای به ازرق)2 حسن، حسین (جنگ نمایان کرده عجب دلاور مرده)2 هم کریم بن کریمه هم غریب بن غریبه نوجوون و پیر دیره حر و عابس و حبیبه قل هوالله میخونه تو حرم مادر قاسم عمه زینب داره عمامه میبنده سر قاسم دانشآموز ابالفضل و علیاکبره، قاسم (بیزره اومد میدون)2 یک تنه شد یک لشگر هزار ماشاءلله به قاسم بن الحیدر (پشت سر قاسم همه گفتند هوالحق)2 (ای وای به ازرق)2 (چون شیر جمل میشود او فاتح مطلق)2