خاطراتی درون ذهنت هست از همان روزهای کودکیات
میثم مطیعیپسندیدن6
بازدید2.6K
خاطراتی درون ذهنت هست از همان روزهای کودکیات آقامون کربلا کتک خورده، آقامون کربلا جسارت دیده حرفهای نگفتهای داری، بغضها در گلوت پنهانند اشکهایت همیشه پنهانیست، مردم از درد تو چه میدانند مردم از درد تو چه میدانند که اسیری و شام یعنی چه مردم شهر تو نمیدانند سنگ از پشت بام یعنی چه مینشینیم پای درد دلت درد دلهای تو شنیدنی است با خودت درد و داغ آوردی مزهی روضهات چشیدنی است تو خودت شاهد قضایایی راوی درد های عاشورا در همین کودکی چه پیر شدی یادگارعزای عاشورا تو خودت توی کربلا دیدی خیمه هایی که شعله ور شده بود وقت رفتن غروب عاشورا پدرت دست بر کمرشده بود خطبه یا روضه هیچ فرقی نیست قسمت این بود بی نشان باشی خطبههایی را که عمهات خوانده بهتراین است روضه خوان باشی گریه کارت شده نمیدانم که تو آن روزها چه ها دیدی شاید آقا دلیلش این بوده که سری از بدن جدا دیدی