حسینی که من میشناسم غمش داره تکرار میشه
سیدرضا نریمانیپسندیدن5
بازدید500+
حسینی که من میشناسم غمش داره تکرار میشه غم اصغرش روزی صدبار روی قلبش آوار میشه حسینی که من میشناسم خودش روضه میخونه امروز برا داغ کودک کشیها یقیناً دلش خونه امروز نمیبینن چرا کورن چرا از کربلا دورن چرا ساکت چرا لالن چرا آروم و بیحالن حرمله رو مگه نمیبینن اینهمه کودککشی راه انداخت شیعهی کربلا چرا خوابه شمر زمونه رو چرا نشناخت؟ شمر هنوز میتازه، حسین توی گوداله هنوز توی عاشورا، اصغره که میناله حسینی که من میشناسم مگه بیتفاوت میمونه مگه میشه ظلم رو ببینه واسه درد مظلوم نخونه حسینی که من میشناسم پای حق میذاره سرش رو رو دستش جلو چشم عالم گرفته بازم اصغرش رو بازم دنیام پر از غوغاست هنوزم روز عاشوراست باید پاشد باید ایستاد باید تو کربلا جون داد حرمله کشت اینهمه کودک رو این دفعه هم فقط نگاه کردیم گوشهی کربلا نشستیم و شمر زمونه را رها کردیم شمر بازم برگشته، زینبه که میناله حسین زهرا بازم، تشنه ته گوداله مواظب باش ای اربعینی قدمهاتو همرات بیاری حواست باشه بین این راه پاهاتو یهوقت جا نذاری مواظب باش ای اربعینی یه جاهایی بد سوت و کوره حرومی کمین کرده چونکه مسیرت مسیر ظهوره یه سو نوره یه سو چاهه یه سو میره به بیراهه تو این جاده با مسلم باش بیا باهاش قاسم باش دست قنوتت رو ببر بالا دعای ما بسته به آمینه دنیا به وعدهگاه میشه نزدیک کلید این فرج فلسطینه هنوزم از تو گودال، یکی میگه وا اماه نوبت ما شد امروز، پاشو بریم بسم الله