چه خوب شد که دگر خواهری نداری تو
محسن عرب خالقیپسندیدن8
بازدید2.5K
چه خوب شد که دگر خواهری نداری تو زمان رفتنت انگشتری نداری تو حسین یادش بخیر آن روزها که مادرانه بر روی دامانم سرت را میگرفتم ای کاش وقتی پیراهن دادم به دستت از دست تو انگشترت را میگرفتم فرقه بالسیوف، فرقه بالسنان یکی باید بگیره جلوی این ساربان فرقه بالسیوف، فرقه بالسنان توی قتله گاه میرن خولی و شمر و سنان فرقه بالحدید، فرقه بالخشب الهی نیفتی گیر دشمن بیادب فرقه بالحدید، فرقه بالخشب کینه از علی دارن که میزنن با غضب) لباس های تنت را که در نیاوردند به زور پیرهنت را که در نیاوردند حتی اگر که بسیار نخورده باشد حتی اگر نگویم بسیار خورده است سر لااقل دو بار به دیوار خورده است خوبی پشت بام همین است ای امام پای کسی به سینهی تو وا نشده است سیدنا الغریب، سیدنا المظلوم سیدنا العطشان یا حسین از دوری راه، یا اباعبدالله اینگونه مخواه،یا اباعبدالله گفتند که آه در غمت تسبیح است از داغ تو آه یا اباعبدالله