حسین یا اباعبدالله
امیر طلاجورانپسندیدن14
بازدید1.4K
(حسین یا اباعبدالله...) خاکِ حُجره مثلِ خاکِ کربلا سوزان نبود لااقل تا لحظهی آخر تَنَت عریان نبود بر روی جسمت دگر رَدِّ سُّمِ اَسبان نبود یا دگر آقا سرت از شاخه آویزان نبود نیزهای را در گلوی تو فرو کردن با سر نیزه تنت را زیر و روت کردن هی پنجه توی موت کردن تا که گفتی آب، سر نیزه تو گلوت کردن صلیٰ علیٰ مظلومِ من آبت ندادن رفتی از حال پیراهتت رو دستمه دستم گرفته بوی گودال از دور با زخمِ تنت گفتم دیگه بی سَر نمیشی هرچی بهم میچینمت از این مُرَتَّب تر نمیشی بیسر شدی، هرلحظه کمتر شدی اندازهی اصغر شدی، آخ بمیرم غارت شدی، خیلی اذیت شدی تو هَتکِ حُرمَت شدی، آخ بمیرم آه ثُمَّ آه، روی خنجرش دیدم موی تورو ابیعبدالله آه ثُمَّ آه، نعلِ مرکبا گرفت بوی تورو ابیعبدالله کمرمو خم کرد چقده نعلِ اسبا اعضای، تنِ تورو کم کرد دیگه نمیشه این پیکرِ، پارهی تورو جمع کرد یکی عصا میزد یکی دیگه به صورتت آقا، با کفِ پا میزد یه مادری هم گوشهی گودال، تورو صدا میزد اذیت و آزار منی که هیچکس سایمو حتی ندیده تو بازار نا امید میرم، با موهای سفید میرم با غلوزنجیر، بین کاخِ یزید میرم