حسین جان روی صورتم یادگاریتو بازم میذارم
علی نجفیپسندیدن1
بازدید500+
حسین جان روی صورتم یادگاریتو بازم میذارم به غیر از همین پیروهن از تو چیزی ندارم واویلا حسین جان تو رفتی و یک سال و نیم از غمت گریه کردم برای تو و غربت و ماتمت گریه کردم واویلا کجایی ببینی که دارم جون میدم؟ چه روزای سختی که بعد از تو دیدم منم تشنهلب دارم اینجا میمیرم مثل تو منم زیر نور خورشیدم، حسینِ من حسین جان... تو رفتی برای تو و زخمای پیکرت گریه کردم چقدر با رقیه برای سرت گریه کردم واویلا تا حالا هزار دفعه از داغ دوریِ تو جون سپردم دلم خون شد از بس برات غصّه خوردم واویلا هنوزم دارم از داغ دوریت میسوزم با گریه برا تو گذشته هر روزم همش با خودم میگم آخر میای و شب و روز چشامو به این در میدوزم حسین جان... به وَالله فراموش نکردم تو رو حتی واسه یه لحظه تو رو جا گذاشتم زیر اون همه تیر و نیزه واویلا بمیرم لب تشنه از تنت سرت رو بریدن حسین جان حسین جان واویلا...