تو که اینگونه روی خاک ز هم وا شدهای
حاج محمدرضا بذریپسندیدن12
بازدید5.3K
(تو که اینگونه روی خاک ز هم وا شدهای)۲ وای بر من که دچار غم عظمیٰ شدهای دیشب از طعم خوش مرگ و عسل میگفتی ظهر امروز در این معرکه معنا شدهای بی زره رفتی و از هر طرفی سنگ زدند که چنین سرخترین لالهی صحرا شدهای هر کسی از تن صدپارهی تو سهمی برد در کریمی خودت وارث بابا شدهای سم مرکب همهجای بدنت را به کرد بی سبب نیست اگر درهمِ شنها شدهای (استخوان قفس سینهی تو خرد شده تازه حالا نوهی حضرت زهرا شدهای)۲ بردنت تا دم خیمه چقدر سخت شده (باورم نیست چرا هم قد سقا شدهای)۲