حسین جان
محمدحسین پویانفرپسندیدن27
بازدید2.8K
حسینجان، حسینجان... گُلی گُم کردهام، میجویم او را به هر گُل میرسم، میبویم او را گُلِ من یک نشانی در بدن داشت یکی پیراهنِ کهنه به تَن داشت حسینجان، حسینجان... همه از خیمهها بیرون دَویدند ولی سالارِ زینب را ندیدند اگر کشتند چرا آبت ندادند؟ چرا زان دُرِّ نایابت ندادند؟ اگر کشتند چرا خاکت نکردند؟ کَفَن بر جسمِ صدچاکت نکردند؟ اگر کشتند چرا مویت کشیدند؟ چو گُرگی پنجه بَر رویت کشیدند؟ حسینجان، حسینجان... اَمیرالمؤمنین یا شاهِ مردان مرا دورِ سرِ زینب بگردان یازینب، یازینب...