حبذا ماه جمادی آفتاب آوردی
جواد مقدمپسندیدن7
بازدید1.9K
حَبَّذا ماه جمادی آفتاب آوردی اختری تابان ز برج بوتراب آوردی یا که از بهر ولایت دُر ناب آوردهای یا کتاب از دامن اُمُالکتاب آوردهای زینت جد، زینت ام، زینت اَب آمده چشم ثاراللهیان روشن که زینب آمده نور چشم حیدرو آیینه زهراست این بیت عصمت را چراغ انجمن آراست این بلکه پیغام آور فریاد عاشوراست این روح و ایثار و شجاعت زینب کبراست این پاسدار خون سربازان قانون خداست خواهر خون خدا، همسنگر خون خداست همسر شیر خدا، الحق که شیر آوردهای آفتاب مصطفی ماه منیر آوردهای بر تمام کشور دلها امیر آوردهای طفل نوزادی نه، مام چرخ پیر آوردهای تو سپهر عصمتی، اینت فروزان کوکب است زینب است این زینب است این کشتی دین غرق طوفان بود اگر زینب نبود نارسا فریاد قرآن بود اگر زینب نبود پیکر توحید بیجان بود اگر زینب نبود حق اسیر طیغان بود اگر زینب نبود نای نی در نینوا میماند اگر زینب نبود کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود میدرخشد نور ثارالله از سیمای او جان ثاراللهیان قربان خاک پای او ای هُمای سربلند قلهی ایثار آقا ای شرف در هر قدم دور تو گشته بارها ای ز نطفت ریخته بر جان دشمن نارها ای چهل منزل تو را با خصم دین پیکارها زینت ام ابی الحق که زینب اسم توست فاش میگویم روان پنج تن در جسم توست کیست این دختر نگهبان قیام کربلا بلکه پیغام آور کل پیام کربلاست پیش تر از شیرمادر تشنه کام کربلاست همدم و همخون و همگام امام کربلاست از ولادت تشنه جام بلا بود است و بس خلقتش بهر قیام کربلا بود است و بس فاطمه فخر دو عالم افتخارش کیست؟ تو یوسف زهرا باغ و گلاش کیست؟ کربلا تا صبح محشر اعتبارش کیست؟ تو شهر ایثار و شهامت، شهریارش کیست؟ ای سر فرزند زهرا سایبان محملات سایبان محملت نه، ساربان محملات نام تو بیچارگان را چارهسازی میکند مهر تو با قلب ثارالله بازی میکند صبر تو آزادگان را پیشتازی میکند بردباری، زیر پایت سرفرازی میکند آسمان و آفتاب و ماه مینازد به تو بر سر نی راس ثارالله مینازد به تو تو محمد (ص)، تو علی مرتضی را دختری تو همانا بر روی دامان کوثر، کوثری تو به آقای جوانان بهشتی، خواهری تو به چشم مادرت زهرا، حسین دیگری هر کلام از هزاران انجمن دل میبرد طلعت زهرائیت از پنجتن دل میبرد نطق ثارالله را تفسیر کردن، کار توست زاده مرجانه را تکفیر کردن، کار توست با زبان کار دو صد شمشیرکردن، کار توست در یمن خون از خدا تقدیر کردن، کار توست این تویی که کشته خود را گرفتی روی دست در همان دریای خون بر دشمنان دادی شکست