حب الوطن
حسن عطاییپسندیدن1.3K
بازدید31.7K
تو اگر پناه مایی، چه غم از زمانه ما را؟ چه غمی اگر که با ما نکند کسی مدارا؟ چه غمی ز جنگ و فتنه، ز هجوم آشکارا؟ چه غمی؟ تو سرپناهی همه بچه شیعهها را علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا را؟ تو اگر پناه مایی، چه غمی ز تیغ و کشتن؟ چه غم از بلا و قحطی، چه غم از هجوم دشمن؟ چه خودِ دعای جوشن، به دعای توست جوشن نرو ای گدای مسکین درِ خانهی علی زَن که علی زند شبانه درِ خانهی گدا را (جانم علی، ای علی جان حُبُّ الوطن مِنَ الایمان) ٣ هیئات و روضهخوانی شده تکیهگاه شیعه سرِ نی سرِ حسینت شده سرپناه شیعه شده نور خطبههای تو چراغ راه شیعه نجفت اتاق فرماندهیِ سپاه شیعه چه ز شیعه دور کرده این همه غم و بلا را؟ به یهود این خبر را برسان بگو که باید ماجرای فتح خیبر همه یادشان بیاید به تمامشان بگو که پسر علی میآید پسر علی بیاید، درِ قلعه میگشاید درِ قلعهی تلاویو و تمام قلعهها را (جانم علی، ای علی جان حُبُّ الوطن مِنَ الایمان) ٣