حالمو ببین شکستگیه بالمو ببین
محمدحسین حدادیانپسندیدن78
بازدید3.8K
حالمو ببین، شکستگیِ بالمو ببین خونهام خاکه، اقبالمو ببین ای بابا، ای بابا دستمو ببین، پای زخمی و خستمو ببین سری که از درد بستمو ببین ای بابا، ای بابا یه کاری واسه چشام کن، چشاتو واکن نگام کن از اون رگهای بریده یهبارِ دیگه صدام کن از وقتی که رفتی صدبار مُردم همش کتک میخوردم بابایی هر بار که اسم تو رو میبردم بازم کتک میخورم هِی منو زدن، نگم از صبح تا کِی منو زدن عمو دیده از نِی منو زدن، آه بابا حرف بد زدن، به جای هرکس که نزد زدن یا زهرا گفتم با لگد زدن، آه بابا (گلهای لباس پاره را پر پر کرد با اشک نثار مقدم دلبر کرد از روی طبق پارچهای را برداشت تا کرد و به جای روسری بر سر کرد) ***** اونجایی که قد عمه شد خمیده، مجلس یزیده جایی که دیدم گریبانو دَریده رو لب همه مبارک باده، خیلی شاده شمرو پهلوی خودش جا داده ولی عمم سرِ پا ایستاده ***** بسوز ای دل زینبو بردن توی مجلس مِی من که همه عمر رفته بودم تنها به مجالس زنانه رفتم وسط شرابخواران ***** از نالهی اهل حرم ریخته بهم بزم شراب سرت که افتاد از تو تشت، اومد تو آغوش رباب خواهراتم دویدن، رگاتو میبوسیدن چه نامرتب بریده شد رگای تو ***** نشستم و شکستم و ببین داداش نیزه بریده دستمو دویدم و رسیدم و یه جای سالم رو تنت ندیدم و چادرمو رو بدنت کشیدمو