حالا که آسمون نداره آب بارون
محمد امینیپسندیدن2
بازدید1.5K
(حالا که آسمون نداره آبِ بارون) ۲ بخواب گلم شاید که دیدی خوابِ بارون آه و واویلا، آه و واویلا (الهی مادرت بمیره واسه تو) ۲ نمیدونم چجوری پَرت کنم حواستو علی لالای، علی لالای الهی مادرت بمیره واسه تو نمیدونم چجوری پَرت کنم حواستو (هرکاری میکنم باز گریه میکنی) ۲ به گردنت چجوری داری تکیه میکنی علیجانم، علیجانم دعا کردم تا بمیره حرمله (سزای کارشو ببینه حرمله) ۲ (همینجوریشم دیگه چشمات باز نمیشه) ۲ سه شُعبه واسه کشتنت نیاز نمیشه آه و واویلا، آه و واویلا به حالِ بیرَمَق پیشِ چشمِ رباب پشتِ لبت سبز نشده به خون شدی خَزاب هنوزندیدی یک، جشن تولدی (فَذُبِحَ مِنَ الأُذُنِ إلَی الأُذُن شدی) ۲ (بریدنِ یه شاخه گل تَبَر نمیخواد) ۲ (رباب از این دنیا دیگه پسر نمیخواد) ۲ (میخواستم اصغرم خوش بَر و رو بشه نه که سَرش به گردنش بندِ به مو بشه) ۲ نگاه کنید داره دِق میکنه حسین اولین باره دیدم هِق هِق میکنه حسین https://t.me/omeabiha_com/8006