حالا كه میروی كمی آرام تر برو
حاج محمود کریمیپسندیدن10
بازدید7.3K
شعر روضه حالا كه میروی كمی آرام تر برو آرام از كنار منِ محتضر برو بی اختیار پشت سرت می دوم ببین آهسته در برابر این خون جگر برو آبی نمانده تا كه بریزیم در پی ات قرآن گرفته ام به سرت همسفر برو با رفتن تو قوت زانوم می رود حالا كه می روی كمی آرام تر برو حالا كه آمدم پدرت را صدا بزن آتش به خیمه های من و كربلا بزن از چه سكوت كرده ای و چشم بسته ای پلكی تبسمی نفسی بی صدا بزن برخیز روی پا و مرا سَمت خیمه بر یك سر به خیمه های نوامیس ما بزن خون لخته می كشم ز دهانت نفس بكش سر نیزه می كشم ز تنت دست و پا بزن آه ای نسیم یك نفس آرام تر بِوَز كمتر بیا و بوسه بر این زخم ها بزن ترسم جدا جدا شود از بوسه های تو كمتر بیا و زخم بر این بوریا بزن