جیگرم خونو دلم سر به گریبان علی
حسین سیب سرخیپسندیدن10
بازدید600+
جگرم، خون و دلم، سر به گریبان علی صبح هم در نظرم شام غریبانِ علی است گرچه با چاه کند دردِ دل خود ابراز چاه هم بیخبر از غصهی پنهان علی است سند غربت مولاست رُخ نیلیِ من سند غربت من، سینهی سوزان علی است بارها دشمن اگر آید و دستم شِکَنَد دست بشکستهی من باز به دامان علی است کافران در حرمِ وحی نیارید هجوم به خدا قصد شما حمله به قرآن علی است اهل یَثرب ز چه از گریهی من خسته شدید؟ دو سه روز دگری فاطمه مهمان علی است درِ آتش زده و نالهی مظلومیِ من سندِ مستندِ سوختنِ جانِ علی است رفتم اما جگرم بهر علی میسوزد به خدا خانهی بیفاطمه زندان علی است دارم امید که در حشر پریشان نشود حالِ آن سوخته جانی که پریشان علی است ***** خوشا جانی که جانانش حسین است خوشا دردی که درمانش حسین است بُوَد فرمانرواى کشور دل خوشا مُلکى که سلطانش حسین است به نامش دفتر توحید، مفتوح خوش آن دفتر که عنوانش حسین است به راه عشق، پایان نیست لیکن یقین دارم که پایانش حسین است چه صحرایى است یا رب! وادى عشق؟ که تنها مرد میدانش حسین است بگو اهریمنانِ کربلا را که این صحرا سلیمانش حسین است