جگرم سوخت جگرم شد ارباً اربا
ابوذر روحیپسندیدن2
بازدید100+
جگرم سوخت جگرم شد ارباً اربا پسرم رفت پسرم شد ارباً اربا عصای پیری بابا، پاشیده میون صحرا خدایا ببین بلند میشم و میفتم زمین ریز ریزه اما برام عزیزه با یه نسیم هم بههم میریزه خواستم پا بشه ولی نمیشه این علی دیگه اون علی نمیشه (ولدی علی) پسرم رفت شبیه مادرم رفت پسرم رفت جلوی چشم ترم رفت خوشی از دور و برم رفت آخ علی اکبرم رفت دلم خون شده تموم حرم پریشون شده تنت رو باید تو عبا بریزم اما طول میکشه عزیزم تو قطعه قطعهای و کاش بدونم به چندتا علی باید نماز بخونم گریه کردم خنده زد اگه یه لشکر گریه کردم منو کشتی علی اکبر ای پاره پاره پیکر، تو رسیدی به پیمبر رسیده بطول، علی اکبرم زیارت قبول سینهی تو از صد جا شکسته تموم این قد و بالا شکسته میریزه از عبات خون تازه نمیشه گفت به این بدن جنازه