جون من رو به لب آوردی
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن9
بازدید3.7K
جون من رو به لب آوردى از دلم صبر و طاقت بردى بدنت غرق خونه، اى واى چقدر تير و نيزه خوردى با غمت هر نفس درگيرم بعد تو از زمونه سيرم كمرم رو شكستى داداش پاشو از جا دارم ميميرم اى همه لشكرم، يار و برادرم پاشو بريم حرم، حرم ،حرم چرا بال و پرت زخميه بميرم كه سرت زخميه چقدر تير به جسمت خورده همۀ پيكرت زخميه تو رو كشتن، دلم رو كّندن به من و اشك من ميخندن ميدونم كه سرت رو آخر به روى نيزهها ميبندن اى همه لشكرم، يار و برادرم پاشو بريم حرم، حرم ،حرم پاشو تا كه نگن بى يارم تو نباشى تمومه كارم از غم غربت و تنهايى سر روى نيزهها ميذارم بغضمو از نگاهم ديدى لشكرم بودى و پاشيدى ميشه غارت حرم بعد از تو كه ندارم ديگه ترديدى حال و روزم خرابه پاشو چشم به راهت ربابه پاشو پاشو از جا رقيه بى ما ميميره تو خرابه پاشو غم نشسته ميون قلبم از غم تو سراپا دردم واسه خواهر اسارت سخته بى تو زينب نداره مّحرم ***