جوشنی به تن دارد و ذوالفقار به کف
حسن عطاییپسندیدن11
بازدید200+
جوشنی به تن دارد و ذوالفقار به کف اَبرویش گره میخورَد در پِیِ هدف با یکی، دو ضربه فقط میکند شکار هان ببین چهها کرده است تیغ ذوالفقار به نیت فتح قلعه میروی با عَلَم، حیدر برای خلق حماسه ماندهای یک قلم، حیدر علی، ای خداوند غضب یا همان نیروی رَبّ علی، ای یل خیبرگشا یا همان شیر خدا علی، ای سراپا اقتدار یا همان دلدلسوار علی، علی ... این صدای تکبیر حیدر بُوَد به گوش ذوالفقار به کف دارد و پرچمی به دوش لرزه بر تن دشمن افتاد ز خشم او هان ببین چهها کرده برق دو چشم او تو باشکوهتر شدی و باوقار، با دو دَم، حیدر به قبضهای درب قلعهی یهود شد عدم، حیدر علی، ای امیر یکهتاز یا همان افسانهساز علی، ای مقاوم مثل سنگ یا همان کرّار جنگ علی، ای خدای فوت و فن یا همان خیبرشکن علی، علی ...