جهاز شتران منبر حیدر پدرم
حسن عطاییپسندیدن10
بازدید600+
جهاز شتران منبر حیدر پدرم حرم واویلا واویلا به زیر سم اسبان تن اکبر پسرم حرم واویلا واویلا نبود در دل آتش به هیچ جا اثرم حرم واویلا واویلا به غیر سرم، به نیزهی خود رخ قمرم ، که شد گل تو چه شد ثمرم، رسیده به شام دگر خبرم، به نیزه رود چگونه سرت آه خونَت از شمایلت،،پاره پارهی دلت از دو دست قاتلت میریزد آه ای تن بدون سر،زینبت چگونه باز از میان مقتلت برخیزد حرم واویلا واویلا... صدای عطش تو ز زمین تا به سما حرم واویلا واویلا فدای رخ آغشته به خونت صنما حرم واویلا واویلا بریده سر پاکت ز سر نیزه چرا حرم واویلا واویلا ولی زقفا بریده سرت ز جور و جفا،و خواهر تو به خوف و رجا نیابت از همه شهدا رسیده دلم به کرببلا آه مادرت به روی خاک گریه میکند ولی آن لباس پاره را میدوزد آه ای تن بدون سر ، عالمی ز غصه سوخت چونکه خیمههای تو میسوزد آتیش زدن به خیمهها حرم واویلا واویلا حسین حسین