جنگ بود خب دلم تنگ بود
حسین ستودهپسندیدن78
بازدید2.3K
(جنگ بود، خب دلم تنگ بود هر جوری بود خودمو به کربلا رسوندم) ۲ سخت بود، اما باز وقت بود تا ببینم حرمو دوباره زنده موندم کربلا دیدی آخرش بهم رسیدیم امید روزای نا امیدیم باورم نمیشه الان اینجام ممنونم بازم منو خریدی کربلا برام این لحظهها مثل رویاست ته دنیا که میگن همینجاست تو منو راه دادی توی صحنت وقتی که هیشکی منو نمیخواست (کربلا زندگی بی تورو نمیخوام) ۲ وطنم تویی من اهل اینجام انقده برا تو گریه کردم ضریحت رو تار میبینه چشمام (کربلا چقده حرفه نگفته دارم رو ضریح صورتمو میذارم دوست دارم اگه کارام ردیف شه ایندفعه مادرمو بیارم) ۲ سایهات به سرم کاری کن که یه خونه کنار حرم بخرم به ضریح تو دل که میگیره پناه ببرم سایهت به سرم صدات بکنم در خونهمو وا بکنم که نگات بکنم زن و بچهمو ساکن کربوبلات بکنم صدات بکنم (حسین...)