جدال میکنن
حسین ستودهپسندیدن85
بازدید23K
جدال میکنن خونتو تُو قتلگاه حلال میکنن هوار میزنن (تو رو هم پیاده هم سوار میزنن) ۲ تنت پاشید خون تنِ بیکفنت پاشید جوری زدن که جوشنت پاشید صورتِ مثل حسنت پاشید سرو بردن عمّامهی پیغمبرو بردن انگشتو با انگشترش بردن ***** چقدر میزنن به تلافی حُنین و بدر میزنن کتک میزنن (هِی به زخم بچهها نمک میزنن) ۲ دیگه دیر شد زینبتم تُو قتلگاه پیر شد تن تو غرق نیزه و تیر شد حرمله تازه واسه ما شیر شد (آقام) ۱۰ (حسین) ۶... ***** نگاه میکنن روزگار خیمه رو سیاه میکنن عذاب میکنن خیمه رو رُو سرمون خراب میکنن چه غوغا شد عزای انسیهی حورا شد پای حرومی به حرم وا شد یه قتلگاه تُو خیمه برپا شد تلاطم شد عمه اسیر چشم مردم شد رقیه زیر دستوپا گم شد عذاب داره، میزدن میگفتن ثواب داره پیمبر گفت، (قاتل تو حسین نقاب داره) ۲ رباب بود و، دشنام و شلّاق و شراب بود و ندیدی که، دستای زینب تُو طناب بود و دیگه دیر شد زینبتم تُو قتلگاه پیر شد (پای حرومی به حرم وا شد) ۲