جان من با اینکه خستهای ولی بمون
امین قدیمپسندیدن54
بازدید2.4K
جان من با اینکه خستهای ولی بمون بری به هم میریزه خونمون تو سنی هم نداری مهربون جان من نرو تو ماه پا به ماه من نذار خراب شه تکیهگاه من آخه مگه چیه گناه من ای زهرا سادات من تو رو پهلو شکسته که نیاورده بودم از خونه بابات ای زهرا سادات حالا روی دستای تو ورم و زخمه به جای زیورآلات دارم میمیرم حالا باید جا تولد واسه مادر و پسر عزا بگیرم دارم میمیرم کاری با من کرده قنفذ که دیگه کوچه نمیرم نمیتونه تو بری علی دیگه زنده نمیمونه نمیتونه ای زهرا سادات خدا به حق ای زهرا سادات فاطمه من دلم ریخت خودت بهم بگو کی زد صورتت رو بهم ریخت فاطمه زندگیم سوخت با هیزم انقد زدنت که غنچه با گلم سوخت