نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

تو در عین غریبی بر تمام خلق سلطانی تو در اوج عطش آبی تو دریای خروشانی اگرچه اهرمن انگشترت را برد میبینم تو در ملک خدا تا عرصه محشر سلیمانی نیازی نیست تا قرآن بخوانی بر روی نیزه تو قرآنی تو قرآنی تو قرآنی تو قرآنی به زخم پیکرت ای جان جان عالم هستی چرا خورشید میتابد تو خورشید فروزانی
هنوز نظری ثبت نشده