نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

از همون بچگی اومدی نشستی توی قلبم یادته یا حسین اوّلُ گفتم محرّم مادرم توی دستهات دستمُ گذاشت تو دستت بهم گفت که سپردمت به این صاحب پرچم خدا خیرش بده با خوب کسی من رو آشنا کرد واسهی عاقبت به خیریمم خیلی دعا کرد نمیذاشت تو خونه کار بکنم تنم نشه یوقت پر از درد ولی میگفت برو زیر عَلَم و ذوقمُ میکرد ثواب نوکریمو بدید به مادرم دعای اون بود که الآن یه عمر نوکرم دیگه نمیتونه خودش بلندشه رو پاهاش ولی منو میگه بیام گریه کنم به جاش (حسین جانم۴)۴ ،حسین جانم
هنوز نظری ثبت نشده