تیر تا خورد به چشمش
حسین محمدی فامپسندیدن5
بازدید1.7K
تیر تا خورد به چشمش به کمین خورد، ای داد روی پیشانی زهرا دو سه چین خورد، ای داد بخدا بر جگر اُمِ بنین خورد، ای داد پدرش از نجف آمد به زمین خورد، ای داد اشک عباس دل خون زمین را سوزاند در مدینه جگر ام بنین را سوزاند ***** یا کاشف الکرب، ببین غمِ داداشو از پا نشستم جونِ سکینه پاشو میشنوی گریههاشو؟ (پاشو اباالفضل) 2 غمم که یکی دوتا نیست تنت زیر تیر پیدا نیست واسه بوسه حتی رو جسمِ تو جا نیست ببین گره خورده کارم چطور ای سپهسالارم من این تیرها رو از تنت در بیارم؟ سفارش سکینه بود بابا مواظب عموم باش بی تو نمیشه به حرم برم به فکر آبروم باش یا کاشف الکرب، عقیله بیقراره پاشو ببین از، گوش رقیه داره گوشواره درمیاره (پاشو اباالفضل) 2 به گریهی من میخندند حالا که دل از تو کندند میرن تا که دستِ رباب رو ببندند پاشو علمت رو بردار به فکر خیاماند انگار نمیخوای که زینب بره بین انظار؟ بمون نذار از غمِ ناموسِ خدا بهم بریزم فردا خودت خواهرمو سوار ناقه کن عزیزم ***** دامن کشان رفتی (دلم زیر و رو شد) 3 چشم حرامی با (حرم روبرو شد) 3 پاشو برگرد خیمه ای علمدارم منو تنها نگذار ای علمدارم ***** سقای دشت کربل (اباالفضل) 3 دستش شده از تن جدا (اباالفضل)3