تکیه گاه همه منم اما
حاج محمدرضا بذریپسندیدن13
بازدید600+
تکیهگاه منم امّا تکیهگاه حسین تویی سقّا ماه بودی ولی ستاره شدی یاس بودی ولی عصاره شدی ماه من داس خورده روی تنت قد یک شیرخواره شد بدنت تیرهایی که قاتلت زده است همه از پشت تو درآمده است نیزه خورده به صورتت قمرم حق بده تیر میکشد کمرم طاقت من سر آمده عباس از تنت پَر درآمده عباس وای از خندههای شامیها هُو شدم بین این حرامیها پاشو نگذار شر درست کنند بهر زنها خطر درست کنند بعد تو هلهلهکنان رفتن طرف خیمهی زنان رفتن آه در بین آن هیاهوها جمع شد در حرم النگوها *** سقّای به هم ریخته دریای به هم ریخته صورت وَرَم کرده چشمای به هم ریخته اَبروی به هم ریخته گیسوی به هم ریخته بیچارهترم کرده بازوی به هم ریخته زدن سرت رو لِه کردن مفصل هلهله کردن حرمله میگفت چشاش با من با من، با من، با من تو زمین خوردی داداش یا من یا من، یا من، یا من حرمله تیر هر چی زد شد زد شد، زد شد سکینه خیلی براش بد شد سردارِ به هم ریخته علمدارِ به هم ریخته عباس دیر کردی الان دورِ گهواره به هم ریخته ای ماه به هم ریخته پُر از آهِ به هم ریخته تو ماهِ زمین خورده من شاهِ به هم ریخته دیدم تو رو محاصره کردن تنت رو بیزره کردن بازوتو نکوب زمین پاشو، پاشو، پاشو بگو یا اُمُّالبنین پاشو، پاشو، پاشو غربت منو ببین پاشو، پاشو، پاشو بگو یا اُمُّالبنین پاشو، پاشو، پاشو دلبر به هم ریخته لشکر به هم ریخته بالای سرت اومد مادرِ به هم ریخته پهلوی به هم ریخته بازوی به هم ریخته راه میرفت چجوری با زانوی به هم ریخته *** هزار مرتبه گفتم نیا به دنبالم فاطمه میان کوچه دویدن به تو نمیآید