تویی عزیزِ الهی، جنونِ لایَتَناهی
حاج اسلام میرزاییپسندیدن1
بازدید78
تویی عزیزِ الهی، جنونِ لایَتَناهی چشام میده گواهی، برام تو پشت و پناهی میخونم آقا شبیه جناب حرِّ ریاحی نگاهدار دلی را که بردهای به نگاهی گریه میکنم میفهمم وقتی یاد من میافتی خیلی دوست دارم بدونم دَمِ گوش حُرّ چی گفتی هر دَم به تو پابندم با توئه گریهام، با توئه خندهام با تو خوشبینم رو به آیندهام عشقِ تو ابیعبداللهِ برگ برندهام اباعبدالله... **** محاله از تو جدا شم، الهی بیتو نباشم کنارت آقا تونستم، دوباره من سرِپا شم قسم به لحظهی مرگم، که رو به کرب و بلا شم در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم اون که با توئه حسینجان حق بده دیوونه باشه اون که من براش میمیرم جز تو کی میتونه باشه؟ یادم دادن اجدادم نوکرت باشم من و اولادم کربلا دارم سرِ سجادهام زندگی با توئه بر وفق مرادم اباعبدالله...