توي شهري كه يه روز پر ميشه از عطر خدا
حاج محمود کریمیپسندیدن4
بازدید1.3K
توي شهري كه يه روز پر ميشه از عطر خدا نفساي كسي كه رد ميشه از كوچه ی ما حالا امروز ميانو خونمو آتيش ميزنن تو رو توي كوچهها روي زمين ميكشونن داره بارون ميباره دستات ديگه جون نداره كوچه پر از نامحرمه برگرد كه از حاشيه ی چادر تو خون ميباره خدايا، خدايا، اين شهر بيدلاوره خدايا، خدايا، اين جنگ نابرابره *** چرا داري از خدا مرگتو خواهش ميكني وقتي زير دست و پا منو نوازش ميكني اگه يك بار ديگه پا شدي از روي زمين اشك بي تابي روتو غيرت اين چشماببين چه شب تاري شده زخمات همه كاري شده كارم تموم شد تا ديدم جاي رد خون تو كه روي زمين جاری شده خدايا، خدايا، جونم پر شراره شد خدايا، خدايا، قلبم پارهپاره شد *** توي كوچه مييارن جونمونو رو لبمون پاشو تا آروم بشه گريههاي زينبمون اين نامردا كه نموندن زير دين من و تو چه بلايي مييارن سر حسين من و تو بذار آتيش بگيرم كاشكي همين جا بميرم زهرا حلالم كن اگه رفتم كه ديگه بيتو از اين خونه بيرون نميرم ــــــــــــــــــــــــــــــــ هر سر موي مرا باتو هزاران كار است ما كجائيم و ملامت گر بيكار كجاست