تو مالک جان و تنی، جنون شیرین منی
امیر برومندپسندیدن10
بازدید1.8K
تو مالک جان و تنی، جنون شیرین منی رجز ندارم ذکرم حُبُّ الحُسَین أجَنَّنِی آمادهام برهنه بمیرم برای تو جانم هزار مرتبه آقا فدای تو من بی تو لب به بادهی کوثر نمیزنم میدان نرفته جان بدم برای تو دست من به دامان تو، مومنم به ایمان تو اذن میدان بده اربابم، تا شوم به قربان تو امام بعد حسنی، مایهی ایمان منی، منّت بر سر من رجز ندارم ذکرم حُبُّ الحُسَین أجَنَّنِی کو تیغ و نیزه تا که از عشقت به بر کشم جام بلای ایل و تبار تو سر کشم آقا اگر اجازهی میدان نمیدهی خود را مقابل تو و عباس میکُشم یا اباعبدالله...