نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

طوعه یعنی، علی ولیّ خداست طوعه یعنی، هراس بی معنا طوعه یعنی، حماسه، اهل نبرد طوعه یعنی، زنی به هیبت مرد طوعه یعنی، ولایت حیدر غرق نورِ هدایت حیدر طوعه یعنی، پناهگاه حسین میزبان شهید راه حسین خانهی طوعه چون محاصره شد صحنهی جنگ پُر مخاطره شد عشق، گل کرد و بهانه رسید وقت بیرون زدن زِ خانه رسید دید کوفه علی شده تکرار زنده شد یاد حیدر کرار زیر باران تیر میجنگید چون علی مثل شیر میجنگید آه از بی وفایی یاران غرّش شیر بود و کفتاران زنده شد یاد غزوهی حیدر اسدالله غالب است مگر راه مسلم ز هر طرف مسدود یاد آن خانه و دو کوچه و دود میزد از دست کوفیان فریاد یاد مولا و فاطمه افتاد ارث مولا رسیده بر مسلم غربت او شکفته در مسلم میچکد خونِ دل، ز لعل لبش سوخت از شعلههای تاب و تبش دست او را که سخت میبستند دل او را به طعنه بشکستند طعنهی این قماش سنگین است آخر عشق و عاشقی این است
هنوز نظری ثبت نشده