تو کوچهها میگن صدا میزد حسن
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن2
بازدید200+
تو کوچهها میگن صدا میزد حسن جلو چشای من مادرمو نزن راهمونو نبند به گریههام نخند زورت رسید به زن مادرمو نزن نزن که آه مادرم دامنتو یه روز میگیره بابام اگه مادرمو ببینه اینجوری میمیره این کوچه قتلگاهمه قاتل جون منه دستش کبوده کل صورتش الهی که بشکنه دستش (آه مادر بمیرم برات) مادر نازنین هی میخوری زمین گریههامو ببین روی خاکا نشین رمق نداره پات نمیبینه چشات چی بدتره از این روی خاکا نشین رو چادرت رو صورتت انگاری لکههای خونه همش به من میگی حسن یه وقت بابات چیزی ندونه چیکار کنم کجا برم به کی بگم که چیه دردم دارم رو خاک کوچهها دنبال گوشواره میگردم (آه مادر بمیرم برات) ** بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد