تو کوفه یه دونه آشنا ندارم
محسن عراقیپسندیدن17
بازدید13.1K
تو کوفه یه دونه آشنا ندارم شونههات کجان که سر روش بذارم انگار اینجا هیشکی یارت نمیشه هیشکی اینجا جان نثارت نمیشه کاشکی دستم میشکست نمیگفتم بیا پسرعمو از خجالت جون میدم تا نشم با خواهر تو روبهرو اینا نقشه کشیدن واسه تو بازی میکنن با احساس تو شور تیراشونو درمیارن بمیرم واسه چشم عباس تو یه نفر به اسم حرمله تو بازاره گمونم به فکر چشمای علمداره خیمههای تو رو غارت میبَرن برگرد بچههاتو به اسیری میبَرن برگرد پناه عالم، خرابه حالم، خرابه خالم پسرعمو جانم تکوتنهام اینجا برس به فریادم پسر عمو جانم کاشکی دستم میشکست نامه نمیدادم کوفه نمیدونی بهخدا یه دختر سهساله داره نمیدونی یه ربابه و یه دونه شیرخواره لالا لالا لالا، بخواب کبوترِ رباب تنتو تو قتلگاه میندازن ای وای ای وای ای وای سرتو به نیزهها میبندن ای وای ای وای ای وای اسبا روی بدنت میتازن ای وای ای وای ای وای به مخدّرات تو میخندن ای وای ای وای ای وای پناه عالم خرابه حالم خرابه حالم...