تو کوفه محشره
سید محمدرضا نوشهورپسندیدن71
بازدید2.9K
تو کوفه محشره صحبت از خلخال و معجره از الان میبینم اون روز و هرکی یه سوغاتی میبره تو کوفه محشره صحبت از اولاد حیدره بازار آهنگرا شلوغ هر کسی یه نیزه میخره میخوان چکار کنن این همه مرکبو؟ نامردا میشکنن حُرمت زینبو جونم یواش یواش میرسه بر لَبو نامردا میشکنن حُرمت زینبو * مُردم از دلهره خیلی دلم از اینجا پره اینجا فکر قتل و غارتن شمره که اینجا سر میبره هیشکی نیست یاورت دخترم قربون دخترت نقشه دارن واسه اکبر و عبّاس علمدار لشکرت اینجا جای رقیّه آوردن نیست گشتم دیدم تو کوفه جای زن نیست۳