تو که هستی که به عالم شده ای جانانه
حسین سیب سرخیپسندیدن2
بازدید2.8K
تو که هستی که به عالم شدهای جانانه عالمی را کنی از عشق رُخَت دیوانه دل ما جانب کوی تو و نامت به زبان هرکجا نام تو آمد، شود غم خانه ما سراپا همه هیچیم، گریبان صد چاک شمع عشاق تو میباشی و ما پروانه آدمی، نوح و خلیلی، نه کلیمی و مسیحی من حسینم که خدا خوانده مرا دردانه تو همانی که لب تشنه، لب شط فرات سر بدادی به ره دوست به آن بیگانه بدنت مانده به صحرا و سرت کنج تنور ای که گیسوی تو را فاطمه میزد شانه