تو مثه برادرت آغوش منو میخوای
وحید شکریپسندیدن23
بازدید9K
تو مثه برادرت آغوش منو میخوای از میون نیزهها، دیدم داری میای برگرد دیگه دیره گودال پرِ تیره جونتو میگیره این بغض گلومه بابات روبرومه دیگه کار تمومه امانت برادرم، برگرد حرم قسَمت میدم پسرم، برگرد حرم روضههای مادرو باز به یاد من نیار بازوتو سپر نکن داغ روی دلم نذار خیمه پریشونه چشما پرِ خونه عمه نگرونه خیمه میشه امشب از گریه لبالب وای از دل زینب روضه گرفته خواهرم، برگرد حرم قسمت میدم پسرم، برگرد حرم حالا که تو اومدی کربلا مدینهمه مثل علی اصغرم مقتل تو سینهمه این حجم مصیبت داره بوی غربت جسمت میشه تربت روضه دیگه بازه تشییع جنازه با نعلای تازه مثل عموی بی کفن، ابن الحسن تو دیگه دست و پا نزن، ابن الحسن