نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

تو قُلقُلهی دنیا، ما جمله اقلّیت یک نفر کمو بیشتر، مارا چه به جمعیت ما تابع یک شخصیم، آن شخص حسینجان است ما از سخنانِ او، میکنیم تَبَعیَّت ما حُول یه محور میگردیم به دورِ دلبر میگردیم ما اعتقادمون بر اینه به سوی تو بر میگردیم به فرمانیم ما، تحتِ فرمانیم بُکُش مارا ما جمله خواهانیم پریشانیم آره پریشانیم به گردِ تو پاره گریبانیم (حسین جان، حسین جان...) ****** تا غَمزهی چشمانت، بر غمزدگان تابید بازارِ دلآشوبی، بعد از آن زمان خوابید یا حضرتِ عینالله، سجده بر تو باید زد آخه پسِ این چهره، میتوان خدا را دید قربانِ دوتا چشمِ مستت بقای عالَم در دستت موسیٰ به نظر نورت را دید شده مُرید و پابستت خرامانیم ما، خرامانیم همیشه از شورِ تو میخوانیم مسلمانیم آیا نمیدانیم فقط دانیم عَبدِ حسین جانیم (حسین جان، حسین جان...)
هنوز نظری ثبت نشده