دامن کشان رفتی
ابوذر بیوکافیپسندیدن4
بازدید300+
دامن کشان رفتی (دلم زیر و شد)۲ چشم حرامی با حرم رو به رو شد، (دلم زیر و شد)۲ بیا برگرد خیمه ای کس و کارم من و تنها نگذار ای علمدارم آب به خیمه نرسید (فدای سرت)۲ حسین قامتش خمید (فدای سرت)۲ ***** چشمام اگه میبینی کبوده زیر سر بازار یهوده امون از آزارش طناب به دست شدیم گرفتارش امون از آزارش خراب بمونه شام و بازارش من نازدانه بودم، عذاب ندیده بودم عمّه میگفت: تا حالا شراب ندیده بودم