تو صحرایی هنوز
حاج اسلام میرزاییپسندیدن1
بازدید2K
تو صحرایی هنوز بی کفن تو گودال تنهایی هنوز تشنه لب بین دو دریایی هنوز تو صحرایی هنوز زیر و رو شد تنت پاره پاره شد با نیزه پیرهنت با جماعت پیش چشمام کشتنت زیر و رو شد تنت نا مرتب شدی زیر پای مرکب حسین وای از بی تو امشب حسین حسین آقام آقام هرکی از راه رسید روی جسم تو با چکمه می دوید به سر و روی تو خنجر میکشید هرکی از راه رسید گریه کردم برات تا دیدم سمت خیمه مونده نگات من فدای خشکی روی لبات گریه کردم برات چی به روزت اومد زیر تیغ و دشنه حسین با لبهای تشنه حسین حسین آقام آقام مادر میزد صدا پسر من ذبحت کردن از قفا چی شده افتادی زیر دست و پا مادر میزد صدا رفت از حال مادرم تو رو تا دید توی گودال مادرم تو رو دید هستی تو جنجال مادرم رفت از حال مادرم همه رفتن ولی من موندم کنار تنت با زخمِ روی گردنت حسین آقام آقام