تو سرباز اخرم بودی
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن18
بازدید3.2K
دو چشماش از بیوفایی تر پاهاش لرزون و دلش مضطر یه مرد تنها که تو صحرا شده رو دستاش گلش بی سر پرپر نزن دلم گرفت، کربلا رنگ غم گرفت خیر نبینه از زندگی اون که تورو ازم گرفت تو سرباز آخرم بودی، عزیز اهل حرم بودی تو گهواره حیدرم بودی لالا لالا غنچهی بابا لالا لالا غنچهی مادر لالا لالا کودک مادر لالا لالا اصغر مادر ***** سرت افتاده روی دوشم بخواب آروم توی آغوشم قیامت کردی روی دستم، نمیشه رزمت فراموشم ای طفل بیپناه من، فدا شده به راه من رفتی تو از پیشم چه زود دلخوشی شش ماه من خون به دل مادرت کردن پیش چشام پرپرت کردن لب تشنه بی سرت کردن لالا لالا غنچهی بابا ***** غروب عمر تو غمگینه، غم حلق پاره سنگینه ولی میدونم گل بابا خدا داره مارو میبینه توون نداره زانوهام یاری نمیکنه پاهام مثل علی اکبر شدی بردن تو سخته برام تو رو مثل مرتضی کشتن با بغض و با کینهها کشتن تو مسجد کربلا کشتن لالا لالا غنچهی بابا ***** میلرزه این دستای سردم میخندن به غصه و دردم واسه بابا سخته والله چطور باید خیمه برگردم ای کودک نخورده آب چطور باید بدم جواب رفت آرزوهاش به فنا واویلا از دل رباب بابات از این زندگی سیره چقدر این لحظه نفسگیره رو حلقومت جای شمشیره لالا لالا غنچهی بابا