تو زمین خوردی و خوردند زمین اهل حرم
سیدرضا نریمانیپسندیدن4
بازدید300+
تو زمین خوردی و خوردند زمین اهل حرم شانه خالی مکن از بار سفر، همسفرم انقدر تیر به تو خورده که پاشیده شدی شده اعضای تو پاشیده شبیه جگرم حال من مثل غریبیست برادر مرده مثل فرق تو شکستهست برادر، کمرم بهخداوند که غارت زدهام بعد از تو سرم آمادهی ذبح است، فتاده سپرم آسمان بر سرم آوار شده میبینی؟ تکه تکه به زمین ریختهای، ای قمرم دوش تو جای رقیهست پر از تیر شده رحم بر چشم تر او کن و بر چشم ترم با جوانان بنیهاشم علی را بردم دستتنها تن پاک تو چگونه ببرم سفت کردند خواتین گرهی معجر را همه دلشوره گرفتند ز طرز خبرم ***** بمیرم اباالفضل، که نقش زمینی نه میتونی پاشی، نه اینکه بشینی کو اون چشم دریا، کو اون مهجبینی نمیتونی حتی، حسین رو ببینی دو دستت کنارم، تنت روبهرومه چه بغض عجیبی، میون گلومه بلندشو علم رو، بلند کن اباالفضل بلندشو که حرفِ، من و آبرومه رو خاکی تحمل، ندارم ندارم علم رو رو دوشِ، کی باید بذارم؟ تو این قوم کافر، ندارم یه یاور صد آه و صد افسوس، شدم بیبرادر تو رفتی و حالا، میگن بیسپاهه بلندشو نفهمن، حرم بیپناهه بلندشو ببینن، هنوز یه نفر هست نیان سمت خیمه، تا وقتی قمر هست به اشکم میخندن، به اشک غریبیم به این اضطرابم, به این بیشکیبیم تو رفتی و حالا، حرم میشه غارت میپوشه سکینه، لباس اسارت ****** بلندشو علمدار علم رو بلند کن بازم پرچم این حرم رو بلند کن واسه بچههایی که چشم انتظارن میخوان مثل من سر رو شونهت بذارن بلندشو علمدار به این آه جانسوز به کوری چشم اونایی که امروز توی فکر خلخال! به فکر کنیزن میخوان آبروی حسینو بریزن! میخوان زینبم رو بدن زجر و آزار توی شام و کوفه توی کوچه بازار تو جمع یه عده زنای یهودی تو بزم شرابی که میرن به زودی زینب الان دلشوره داره عباس حق داره که طاقت نیاره عباس گفتم بهش میبرنت اسارت بهم میگفت مگه میذاره عباس؟ ****** این غم کجا برَم که تو را مردها زدند