تو را با خشکی لب ذبح کردند
سیدرضا نریمانیپسندیدن12
بازدید700+
تو را با خشكي ِ لب ذبح كردند به پيش چشم زينب ذبح كردن اگر من را مرتب زجر دادند تو را چه نامرتب ذبح كردند امون از دل زینب، وای از دل زینب.... ***** افتاده بین قتلگاه تو چنگ کینهی سپاه نداره دیگه جون پناه، پناه عالم باور نداره زینب اما داره میبینه رو سینهی داداشش شمر لعینه بالای گودال هی میره از حال پیر شده زینب قدر هزار سال سالار زینب.... پاشو که زینب با این شرافت باید بپوشه رخت اسارت ***** تا حالا، از این خونواده زنی رو نبردن اسارت الهی میمردم نمیدیدم انقدر جسارت حسین جان حسین جان، حسین جان حسین جان حسین جان...