تو خیمه هامون آبی نمونده
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن11
بازدید2.3K
تو خيمههامون، آبى نمونده لبهاتو مادر، عطش سوزونده ميبينى مادر، نداره شيرى چيكار كنم تا، آروم بگيرى دعا كن آسمون، يكمى بباره يا كه از شريعه، عمو آب بياره ابر بى بارون، پيش چشام نمون با نالههات على، اشكمو درنيار لالا على ، لالا على رفتى به ميدون، همراه بابات رفتى عزيزم ، خدا به همرات رفتى و چشمم، مونده به راهت دعاى زهرا، پشت و پناهت عزيزم تا بياى، سر راهت ميشينم الهى سرتو، روى نى نبينم الهى داغتو، نبينه مادرت كاشكى نبينه كه، پاشيده حنجرت لالا على ، لالا على اى آرزوى رباب لالايى رو دست نيزه بخواب لالايى چشام به چشمات، دل پريشونم دارم برا تو، روضه ميخونم باورم نميشه، يه روزى پسرم از رو نيزه بشى، سايۀ رو سرم رفتى و مادرت، نداره حوصله الهى بشكنه، دستاى حرمله لالا على ، لالا على چه كرده مادر، سه شعبه با تو پاشيده از هم، همه رگاتو سرت رو نيزهف به مويى بنده حرمله داره، بهم ميخنده آخرش سرتو، از اينا ميگيرم آخرش على جون، برا تو ميميرم شدى سپر برا، سنگاى شاميا ميفته هى سرت، به زير دست و پا ***