تو جد ارباب من حسینی
علی نجفیپسندیدن20
بازدید4.1K
تو پدرِ مادرِ عالمینی تو جَدِ اربابِ من، حسینی با نسیمِ تو، بویِ گل پیچید رو بالِ ابرا خوابیدی جایِ گهوارهات تو به دنیا اومدی و دیدی آسمونیا نشستن پایِ گهوارهات دسته به دسته ملائک میان برایِ عرضِ پابوس جبرئیل آورده خبر، میگه رسید رحمتِ مخصوص از راهِ دور و از راهِ نزدیک میگن ملائک، حیدر تبریک زهرا تبریک تو پدرِ مادرِ عالمینی تو جَدِ اربابِ من، حسینی ... ***** تو شدی پیغمبرِ خوبیها خدا گفت غصه نخور، مُزدِ تو شد کوثر کوریِ اونکه به تو گفت اَبتَر فاطمهست دخترت، اما پسرت حیدر حالِ دلم دستِ خودم نیست مثلِ هر مست و خمارم بالِ دلم وا شده، قصدِ سفرِ مدینه دارم حالِ دلِ من، بارونیه خونهیِ ارباب، مهمونیه تو پدرِ مادرِ عالمینی تو جَدِ اربابِ من، حسینی ... مُحَمَّدٌ رَسولَالله وَ عَلیً وَلیُالله ... ***** یک روح در دو بدن یک حرف با دو سخن یک جنگ با دو رَجَز یا اَبَاالقاسِم، یا اَبَاالحَسَن آرزومه که ببینم، شبیهِ یک همچین شبی پرچمِ یا علی رو، رو گنبدِ مَسجِدُالنَبی مُحَمَّدٌ رَسولَالله وَ عَلیً وَلیُالله ... ***** من که نوکرتم مستِ ساغرتم تو که جایِ خود خاکِ زیرِ پایِ منبرتم سوریه شد آزاد و میگیم به هم یه تبریکِ دیگه آزادسازیِ بقیع هم ایشاالله نزدیکه دیگه مُحَمَّدٌ رَسولَالله وَ عَلیً وَلیُالله ...